می خواهم برايت مرهمی باشم ! ... برای آن نگاه خسته ای که مي دانم ،... اميدش به لبخندی ست ! می خواهم برايت لبخند باشم ! ... برای آن دلی که از اميد ، خالی ست ! می خواهم دست هايت را در دست های آسمان بگذارم ... تا باور کنی آسمان هم ، برای تو آغوش می گشايد ! من تو را مرهمی خواهم بود ، گرچه ... دلــــــــــی دارم ... که نيازمند يک مرهم است !


 

نوشته شده توسط بهاره در ساعت موضوع | لینک ثابت